باورهای اشتباه درباره نوجوانی وجود دارد که میتواند زندگی را برای آنها دشوار و رابطه بین ما و نوجوانان را خراب کند.
نوجوانی به همان اندازه که دوران گیج کنندهای از زندگی است، شگفت انگیز نیز است. دوران نوجوانی در میان فرهنگهای مختلف، تقریباً بین ۱۲ تا ۲۴ سالگی (بله تا اواسط ۲۰ سالگی) در نظر گرفته میشود. این دوره به عنوان زمان چالشهای بزرگ هم برای نوجوانان و هم برای بزرگسالانی که از آنها حمایت میکنند شناخته میشود.
باورهای اشتباه و غیر واقع بینانه زیادی در مورد نوجوانی وجود دارد که علم اکنون به وضوح به ما نشان میدهد که درست نیستند. این باورهای اشتباه میتوانند زندگی را برای نوجوانان و بزرگسالان دشوارتر کنند. پس بیایید از همین حالا آنها را به چالش بکشیم و از بین ببریم.
اولین باور غلط درمورد نوجوانان؛ این هورمونهای خطرناک!
یکی از قویترین باورهای اشتباه مربوط به دوران نوجوانی این است که آنچه باعث تغییرات دوره نوجوانی میشوند هورمونها هستند. در باور عمومی نوجوانان به خاطر ترشح هورمون هایی مثل تستوسترون و سایر هورمونهای جنسی دچار تغییرات رفتاری میشوند. این باور کاملاً نادرست است؛ هورمونها در این دوره افزایش مییابند اما این هورمونها نیستند که تعیین میکنند در نوجوانی چه اتفاقی میافتد.
اکنون میدانیم آنچه که دوره نوجوانی تجربه میشود، در درجه اول نتیجه تغییرات در رشد مغز است. بنابراین آگاهی درباره چگونگی رشد مغز میتواند به شما هم به عنوان نوجوان و هم به عنوان بزرگسالی که با نوجوانان سر و کار دارید، کمک کند.

سریعتر بزرگ شو تا کامروا شوی!
باور رایج و البته اشتباه دیگری که در رابطه با نوجوانان وجود دارد این است که نوجوانی صرفاً دوره نابالغی و جهالت است و نوجوانان فقط باید بزرگ شوند تا از مخاطرات این دوره در امان بمانند.
این دیدگاه، نوجوانی را به عنوان مرحلهای تلقی میکند که همه فقط باید آن را تحمل کنند و بتوانند با کمترین آثار منفی از آن جان سالم به در ببرند. بله نوجوان بودن میتواند گیج کننده و وحشتناک باشد زیرا بسیاری از چیزها در این دوران جدید هستند و نوجوان این تجربیات جدید را اغلب با هیجانهایی شدید تجربه میکنند. اما این صرفا یک نگرش محدود به نوجوانی است که مزایای آن را نادیده می گیرد. نوجوانان مرزها را به چالش میکشند و دنیای خود را بزرگتر میکنند، برای کشف چیزهای جدید اشتیاق نشان میدهند و با نگاهی نو و تازه میتوانند به زندگی خود معنا بدهند.
آنها در این دوره، عضو فعالی از اجتماع میشوند و می توانند شبکه ارتباطی خود را بسازند. تمام اینها میتواند زمینه را برای توسعه ویزگی های اصلی شخصیت آنها فراهم کند و نوجوانان را قادر میسازد تا زندگی هدفمندی داشته باشند.
یک باور اشتباه دیگر در مورد نوجوان: دیگر به ما نیازی نداری!
این باور یکی از جنبههای غم انگیز زندگی والدین در طی دوره رشد فرزندشان است. والدین و به طور کلی جامعه معتقد هستند که نوجوانی سن استقلال طلبی فرزندان است و آنها بعد از این دوره دیگر تمایلی به بودن با والدین و سایر بزرگسالان نخواهند داشت. این باور نوجوانی را مستلزم حرکت از وابستگی به بزرگسالان به سمت استقلال کامل از آنها در نظر میگیرد.

خب بیایید ببینیم این باور تا چه اندازه درست است؟
طبیعتا نوجوانان برای اینکه جایگاه خود را در اجتماع پیدا کنند از بزرگسالانی که آنها را بزرگ کردهاند فاصله میگیرند اما این به این معنی نیست که آنها دیگر تمایلی به بودن با بزرگسالان ندارند و یا نیازی به بزرگسالان احساس نمیکنند. کاملاَ بر عکس، نوجوانان در این دوره به حمایت و حضور والدین خود نیاز دارند و این را اغلب خیلی خوب میدانند.
به طور کلی حرکت سالم به سوی بزرگسالی به سمت “وابستگی متقابل” نه “انزوای کامل” است. در واقع آنچه در این دوره اتفاق میافتد شکل رابطه با والدین به عنوان چهرههای اصلی دلبستگی نوجوان تغییر میکند و دوستان اهمیت بیشتری پیدا میکنند و نوجوان در این فرایند از “نیاز به مراقبت کامل” که ویژگی دوره کودکی بود به یادگرفتن “مراقبت از خود” و همچنین “مراقبت از دیگران ” حرکت میکند که پایه و اساس روابط بزرگسالی است.
ما به عنوان یک بزرگسال، هم مراقبت و حمایت میگیریم و هم خودمان از دیگران مراقبت و حمایت میکنیم. بنابراین، با این چشم انداز جدید، دور شدن نوجوان از والدین نه به معنی کنار گذاشتن آنها بلکه گامهایی برای ورود به دنیای بالغانه بزرگسالی است.
باورهای اشتباه در همه زمینهها متاسفانه بسیار رایج هستند و همین زیر سوال بردن آنها را مشکل ساز میکند چون ما گرایش داریم آنچه باور همگانی است، واقعیت بدانیم. اما یک زندگی خوب و با کیفیت با دیدگاه غیرواقع بینانه به دست نمیآید. ایجاد دیدگاهی جدید و مبتنی بر واقعیت در مورد نوجوانی میتواند به والدین و نوجوانان کمک کند تا با چالشهای این دوره بهتر کنار بیایند.
لاله دستوری
روانشناس بالینی

بدون دیدگاه