چرا کودکم به حرفم گوش نمی دهد

این سوال که چرا کودکم حرف مرا گوش نمی کند؟ دغدغه بسیاری از والدین است؛ پس اگر قصد دارید رفتاری را در پیش بگیرید که کودکتان به حرفتان گوش کند، این مقاله را دنبال کنید.

در مقاله قبل به معرفی مدل ABC پرداختیم. حرف A به معنی پیشایند یا مقدمات است و به تمام رفتارها و شرایطی اشاره دارد که منجر به شکل‌گیری رفتار کودک (در اینجا B) می‌شود. مثلاً رفتار کتک‌زدن کودک ممکن است بعد از مورد آزار قرارگرفتن از طرف یک همسال انجام شود یا ممکن است به دلیل عصبانیت از نرسیدن به خواسته‌اش باشد و زمینه‌های دیگر.

در مدل ABC تعریف دقیق پیشایند رفتارهایی هست که والدین می‌توانند قبل از رخ نمودن رفتار کودک انجام بدهند تا احتمال انجام یک رفتار را بیشتر یا کمتر کنند.

باتوجه‌به اینکه نگرش ما در این مدل توسعه رفتارهای مثبت است می‌توانیم بگوییم پیشایندهای رفتار، تمام اقداماتی است که ما انجام می‌دهیم تا احتمال انجام رفتار مثبت در کودک را افزایش دهیم.

حرف C به پیامد رفتار اشاره دارد؛ یعنی رفتارهایی که ما بلافاصله بعد از رخ‌دادن یک رفتار از طرف کودک انجام می‌دهیم. این قسمت از مدل ABC برای والدین آشناست چون در ذهن بسیاری از والدین تربیت به معنای ایجاد پیامد است و والدین با مفهوم تشویق و تنبیه رفتار آشنا هستند و شاید آمادگی بیشتری برای درک آن داشته باشند؛ اما باتوجه‌به اینکه هدف مدل ABC توسعه رفتارهای سازگارانه در کودکان است نه ایجاد پیامد و نشان‌دادن قدرت و سلطه والدین. ما در ابتدا به جزء کمتر شناخته شده مدل، یعنی پیشایند A می‌پردازیم.

پیشایند یا مقدمات رفتار چیست؟

خب حالا ببینیم منظور از پیشایند یا مقدمات رفتار چیست؟ به طور خلاصه، پیشایندها تمام چیزهایی هست که به کودک می‌گویید یا تمام کارهایی است که انجام می‌دهید تا احتمال انجام یک رفتار مشخص در کودک را بیشتر یا کمتر کنید.

ما معمولاً در زندگی روزمره خود با پیشایندها آشنا هستیم و حتی آن را به کار می‌گیریم. زمانی که می‌خواهیم کودک را ترغیب به انجام کاری که می‌خواهیم بکنیم، با زبانی نرم و مهربانانه سخن می‌گوییم یا به‌اصطلاح عامیانه قربان‌صدقه‌اش می‌رویم. اما پیشایندها در مدل ABC گسترده‌تر و برای استفاده راهبردی‌تر هستند.

هدف مدل ABC از استفاده از پیشایند، ایجاد رفتاری مشخص در کودک است و کاملاً هدفمند استفاده می‌شود.

سه نوع پیشایند داریم که برای تغییر رفتار کودکان بیشترین کاربرد را دارند. اولین نوع پیشایندها، اعلان‌ها یا دستورات یا فرمان‌ها هستند. فرمان‌ها راه مستقیمی برای هدایت رفتار هستند. به زبان ساده ما باید از کودک بخواهیم رفتار موردنظر را انجام دهد.

دومین نوع پیشایندها، رویدادهای تنظیمی مثبت نامیده می‌شوند، برعکس اعلان‌ها که مستقیماً کودک را خطاب قرار می‌دهند، رویدادهای تنظیمی مثبت، پیشایندهای غیر مستقیمی هستند که احتمال بروز یک رفتار را بسیار افزایش می‌دهند. در واقع آن‌ها زمینه را برای انجام رفتاری که می‌خواهید کودک انجام دهد فراهم می‌کنند.

برای درک بهتر این نوع پیشایند به تجربه خریدتان از یک فروشگاه لباس فکر کنید، نوع چیدمان فروشگاه، آراستگی و خوش‌زبان بودن فروشنده‌ها، موسیقی پس‌زمینه و حتی نورپردازی فروشگاه می‌تواند شما را ترغیب کند که حتی درصورتی‌که قصد جدی برای خرید نداشتید، این کار را انجام دهید.

در تربیت کودک و رشد رفتار در کودکان، تنظیم رویدادها معمولاً به نحوه بیان یا ارائه چیزی مربوط می‌شود. لحنی که یک اعلان بیان می‌شود روی پذیرش کودک برای انجام‌دادن آن تأثیرگذار است؛ بنابراین ما در برابر رویدادهای تنظیمی مثبت که نقش ترغیب‌کننده دارند، رویدادهای تنظیمی منفی هم داریم که احتمال بروز یک رفتار مثبت را کاهش می‌دهند یا برعکس احتمال بروز رفتار منفی را کمتر می‌کنند.

این نوع پیشایندها شامل لحن صدای شما و نحوه بیانتان نامحسوس هستند. حتماً خودتان متوجه شده‌اید که وقتی با صدای بلند از فرزندتان کاری را می‌خواهید، انجام نمی‌دهد یا وقتی گزینه‌های پیشروی او را با عبارت‌هایی مثل «این کار رو انجام بده چون من میگم.»، «باید این کار رو بکنی.» محدود می‌کنید، احتمال اینکه فرزندتان آن کار را انجام دهد کمتر می‌شود و احتمال سرپیچی بیشتر می‌شود.

همه انسان‌ها وقتی انتخاب‌هایی داشته باشند به‌احتمال زیاد رغبتشان برای انجام کار به خصوصی بیشتر می‌شود. مثلاً ممکن است رفتار درخواستی شما فوریت زمانی نداشته باشد و کودک بتواند آن را در زمان دیگری انجام دهد یا بتوان کار مشخصی را به شیوه‌های متفاوت انجام داد، این‌ها همان انتخاب‌ها هستند که ما می‌توانیم در ارائه دستورات به کودکان از آن‌ها استفاده کنیم.

زبان تهدیدآمیز هم نوع دیگر رویداد تنظیمی منفی است و در اینکه فرزندتان خواسته شما را انجام دهد مشکل ایجاد می‌کند.

در مجموع استفاده از دستورات پرخاشگرانه احتمال بروز رفتار را در کوتاه‌مدت و بلندمدت بیشتر نمی‌کنند. هدف ما ایجاد عادت‌های رفتاری مثبت است و این روش جواب نمی‌دهد.

گوش ندادن کودک به حرفم

بنابراین برای اثرگذاری بیشتر روی فرزندتان بهتر است از آموخته‌هایتان بهتر استفاده کنید. می‌توانید با استفاده از دستورات واضح و مشخص، شانس پذیرش آن را افزایش دهید.

بیشتر دستورات والدین کلی هستند و باعث کاهش اثربخشی آن‌ها می‌شود. مثلاً به‌جای استفاده از جمله «برو اتاقت رو تمیز کن.» می‌گوییم: «لطفاً لباس هات رو از زمین بردار و بذارشون تو سبد لباس» بیشتر نتیجه بهتری می‌گیرید.

این شیوه به‌خصوص وقتی مؤثر است که می‌خواهید عادت جدیدی در کودک پرورش دهید و برای شروع آن را به اجزای مشخصی تقسیم می‌کنید که می‌خواهید آن را ببینید.

زمانی که دستوری می‌دهید به چگونگی بیان آن دقت کنید. حواستان به رویدادهای تنظیمی مثبت و منفی باشد. لحن شما و حالت چهره‌تان چگونه است؟ از کلماتی مثل لطفاً استفاده کنید و میزان محبت کلامتان را افزایش دهید. منطقی که برای استفاده از لطفاً وجود دارد این است که با گفتن لطفاً لحن والدین ملایم‌تر به نظر می‌رسد و دوم اینکه به معنای انتخاب است حتی اگر انتخاب بیان نشده باشد. بااین‌حال بسیار مهم است که لطفاً را با چه لحنی بیان می‌کنید، اگر لطفاً شما همراه با ناله‌ای از سر خستگی و سرزنش‌آمیز باشد، تأثیری ندارد و اتفاقاً حکم رویداد تنظیمی منفی را دارد.

در مواجهه با دستوراتی که فکر می‌کنید فرزندتان احتمالاً در مقابل آن‌ها مقاومت کند، انتخاب‌های بیشتری بدهید. مثلاً وقتی کودک خردسال شما در برابر پوشیدن کلاه مقاومت می‌کند می‌توانید دو کلاه با رنگ‌های مختلف به او نشان دهید و از او بخواهید یکی را انتخاب کند.

سعی کنید این طرز فکر دیرپا را در خود به چالش بکشید که «بچه من حرف گوش نمی‌ده.» و به‌جای اون این طرز فکر جدید رو تمرین کنید که «چه جوری ازش چیزی بخوام که بیشتر گوش کنه.» این ابزارها رو به جعبه ابزار والدین ویژه خودتان اضافه کنید و هر جا لازم شد از آن‌ها استفاده کنید.

لاله دستوری

روان‌درمانگر کودک و نوجوان

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *