والدین معمولاً با شکایت‌های متعددی از بدرفتاری کودک به ما مراجعه می‌کنند، مثل جیغ کشیدن، پرخاشگری، لجبازی و بعضی مواقع هم انتظارشان برای انجام رفتار مناسب از طرف کودک برآورده نمی‌شود؛ مثل مسواک کردن، انجام دادن تکالیف، رعایت نوبت گفتگو و… پرداختن به تمام این مشکلات نیاز به آشنایی با الفبای مدیریت رفتار دارد که به اختصار به آن مدل ABC می‌گوییم.

مدل ABC بر اساس نظریه یادگیری اجتماعی است و به عوامل مختلف مؤثر در شکل‌گیری یک رفتار (چه مثبت و چه منفی) می‌پردازد. این مدل به دلیل علمی بودن و همین طور قابل درک بودن آن، برای بیشتر والدین در پرداختن به مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان مؤثر است.

در این مقاله به معرفی تکنیک ABC می‌پردازیم تا شما بتوانید در مورد دلایل انجام رفتار‌های مختلف فرزندتان به درک بهتری برسید.

دسترسی سریع به عناوین مهم

حرف B در مدل ABC

در مدل ABC ، رفتار با حرف B نشان داده می‌شود که به انگلیسی Behavior نام دارد؛ یک رفتار چیزی است که کودک انجام می‌دهد و می‌تواند خوب یا بد باشد. مثلاً صحبت کردن یک رفتار است و به خودی خود خوب یا بد نیست. زمانی که کودک با داد و فریاد صحبت می‌کند به عنوان یک رفتار منفی در نظر گرفته می‌شود اما زمانی که صحبت کردن آرام و شمرده شمرده انجام می‌شود رفتاری مثبت است.

بعضی از رفتار‌ها عمدتاً رفتار منفی تلقی می‌شوند؛ مثل کتک زدن و بعضی از رفتار‌ها معمولاً جلوه مثبتی دارند مثل کمک کردن. به طور کلی رفتار‌هایی که به سازگاری کودک با محیط کمک می‌کنند و همین طور باعث رشد بهتر کودک می‌شوند مثبت در نظر گرفته می‌شوند و رفتار‌هایی که ناسازگارانه هست و به رشد مناسب کودک ضربه می‌زند به عنوان رفتار منفی در نظر می‌گیریم.

با این دیدگاه رفتار کودکی که علی‌رغم خیس کردن لباس‌ها و فرش آشپزخانه مشغول شستشوی ظرف هاست، مثبت تلقی می‌شود حتی اگر مشاهده این صحنه برای والدین محرک عصبانیت باشد؛ همچنین رفتار کتک زدن کودک علی‌رغم اینکه والدین این کار را دال بر شهامت کودک خود تلقی کنند، رفتاری منفی است زیرا اگر این کار به شکل یک عادت رفتاری در کودک تقویت شود می‌تواند به روابط اجتماعی او آسیب بزند.

علاوه بر این گاهی مشکلات رفتاری به معنای کم بودن یا نبود رفتار مثبت یا سازگارانه است؛ مثلاً مسواک نزدن، انجام ندادن تکالیف، مراقب خود نبودن؛ اینجا شاید رفتاری منفی از کودک سر نزده اما میزان رفتار سازگارانه پایین است و می‌تواند سلامت و رشد و شکوفایی کودک را تحت تأثیر قرار دهد.

تکنیک ABC

در مدل ABC، حرف B همچنین اشاره به اقداماتی دارد که والدین می‌توانند برای آموختن رفتار‌های سازگارانه از آن‌ها استفاده کنند، مثل الگوسازی. یعنی ما رفتار خود را به عنوان رفتار هدف برای کودک الگو می‌کنیم و خزانه رفتاری او را گسترش می‌دهیم، مثل یاد دادن مسواک کردن. دقت کنید که محور تکنیک ABC کمک به کودک برای رشد بهتر و سازگاری با اقتضائات زندگی است نه تربیت فرزندی که مطیع والدین است. در صورتی که به عنوان والد چنین برداشتی از تربیت دارید بهتر است سبک فرزندپروری خود را مورد بازنگری قرار دهید!

حرف C در مدل ABC

حرف C به معنای پیامد رفتار کودک هست و معمولاً به طور خودکار از طرف والدین یا به صورت پیامد طبیعی رفتار اتفاق می‌افتد و برای والدین آشنا‌تر است زیرا معمولاً معنای تربیت در ذهن والدین ایجاد پیامد است. اما در اینجا منظور از پیامد، پیامد‌های خودکار و واکنشی مثل عصبانیت نیستند بلکه استفاده اصولی از پیامد برای افزایش رفتار مثبت و کاهش رفتار منفی است.

به طور پیش فرض پیامد شامل تشویق و تنبیه است. در جهت‌گیری ABC هر چند تنبیه به معنای ایجاد پیامد منفی، به طور کامل حذف نمی‌شود اما در وهله اول مورد استفاده قرار نمی‌گیرد زیرا هدف آموزش رفتار‌های مثبت است و بیشتر بر تشویق‌های هدفمند تأکید دارد.

 همین طور در صورتی که نیاز به استفاده از تنبیه هم باشد، باید هدفمند صورت گیرد. در مقاله‌های بعدی به شکل کاربردی‌تری به این اصول می‌پردازیم و به توسعه جعبه ابزار والدینی شما کمک می‌کنیم.

در مقاله آتی، در رابطه با حرف A در مدل ABC صحبت خواهیم کرد.

لاله دستوری ، روان درمانگر کودک و نوجوان

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *