قبل از اینکه سراغ تکنیکهای فرزندپروری بروید، مطمئن باشید که فهرست قواعد والدینی را میدانید و به عبارتی والدگری شما مبتنی بر قواعد درستی است.
تصور کنید که فرزندپروری مانند زمینی است که میخواهید در آن محصولی را پرورش دهید. قبل از اینکه برای بهتر شدن محصول به سراغ سموم دفع آفات بروید باید مطمئن باشید که زمین شما برای کاشت مناسب است و شما به عنوان پرورش دهنده توانایی اداره مراحل داشت و برداشت را دارید، یعنی مطمئن هستید که به دفعات مناسب میتوانید محصول را آبیاری کنید یا به مشکلاتی مثل آفتها یا عوامل مزاحم دیگر بپردازید و به موقع محصول کاشته شده را برداشت کنید.
شما به عنوان والد توانایی بالقوه برای پرورش یک کودک را دارید زیرا طی تکامل، این موهبت به شما داده شده است که بتوانید پدر یا مادر باشید، اینجا منظورمان صرفاً امکان تولید مثل نیست بلکه تکامل پیدا کردن قسمتهای مشخصی در مغز ماست که به آن مغز پستانداری میگویند، علاوه بر این ما انسانها نسبت به پستانداران دیگر، قابلیتهای بیشتری برای این کار داریم که مختص گونه ماست.
بنابراین تا اینجا ظرفیت زیربنایی برای والد بودن برای انسانها وجود دارد اما استفاده از این ظرفیت نیاز به آموزش و تأمل دارد. آموزش به این معنی که ما بدانیم چه مواردی استفاده صحیح ما را از این موهبت تحت تاثیر قرار میدهد، مثلاً سبک فرزندپروری والدین خودمان، نوع دلبستگی که با والدینمان داشتیم، استرسهای عمده، داشتن فرزند با نیازهای خاص، مشکل روانشناختی یا روانپزشکی عمده و …، علاوه بر این ما نیازمند آن هستیم که در مورد عواملی که منجر به رشد و تکامل طبیعی مغز میشوند بیشتر بدانیم، چرا که در صورتی که رویه فرزندپروری ما با وجود نیّت خوب و خیرخواهانه مانع تکامل منسجم مغز شود، رشد فرزند ما و روابط بین مان دچار مشکل میگردد.
اصول پایهای وجود دارد که مانند زمین مناسب کشاورزی برای پرورش فرزند لازم و ضروری است. این اصول که به اختصار به آنها (4S) میگوییم توسط دکتر دانیل جی. سیگل (روانپزشک کودک و نوجوان) و دکتر تینا پین. برایسون (رواندرمانگر کودک و نوجوان) مطرح شدهاند و توجه به آنها برای ایجاد یک رابطه دلبستگی ایمن بین والد و فرزند و کمک به آنها برای مقابله با مسائل مختلفی که طی پروسه رشد کودک با آنها مواجه میشوند، بسیار کمک کننده است.
در ادامه به معرفی این اصول می پردازم که از کتاب “معجزه حضور” ( نوشته دکتر دانیل جی. سیگل و دکتر تینا پین برایسون و ترجمه دکتر مهرناز شهرآرای ) اقتباس کردهام.

مصون بودن (safe)
والدین برای مصون نگه داشتن و ایجاد احساس مصون بودن در فرزندانشان دو وظیفه اساسی دارند: آنها را از صدمه محافظت کنند و منبع ترس و تهدید (برای آنها) نباشند.
راهبردهای ایجاد مصون بودن
- اول، صدمه نزنید: متعهد شوید که در خانهتان منبع ترس نباشید.
- دوم، ترمیم، ترمیم! وقتی شکافی در رابطه شما و فرزندتان به وجود میآید، هر چه زودتر پیوند مجدد برقرار کنید و در صورت لزوم عذرخواهی کنید.
به کودکان خود کمک کنید در یک لنگرگاه ایمن احساس راحتی کنند. درون خانه خود محیطی برای مصون بودن و بهزیستی به وجود آورید.
دیده شدن (seen)
فرزندان ما نیاز به دیده شدن دارند و این دیده شدن باید از طرف آنها ادراک شود. واقعاً دیدن فرزندانتان در برگیرنده سه چیز است: 1) همسو شدن با حالت ذهنی درونی (او) در سطحی عمیق و معنادار؛ 2) درک زندگی درونی آنها؛ و 3) پاسخ موثر و به موقع به آنچه میبینید. این فرایند سه گامی به کودکان کمک میکند ” احساس احساس شدن” کنند.
راهبردهایی برای کمک به احساس دیده شدن در فرزندتان
- اجازه دهید کنجکاوی (تان)، شما را به عمق وجود فرزندتان هدایت کند. برای نگاه کردن به آنها وقت صرف کنید و واقعاً بفهمید در درون آنها چه در جریان است؛ افکار پیش پنداشته خود را کنار بگذارید و از قضاوتهای آنی اجتناب کنید.
- برای نگاه کردن و یادگرفتن، فضا و زمان ایجاد کنید. فرصتهایی ایجاد کنید که به فرزندتان اجازه دهد به شما نشان دهد کیست. فضاهایی برای گفتگو ایجاد کنید که شما را کاملتر به دنیای درونی آنها ببرد، تا درباره آنها و جزییاتی که ممکن است ندیده باشید بیشتر یاد بگیرید.
آرام شدن (soothed)
وقتی کودکی در حالت ناراحتی درونی است، میتوان تجربههای منفی (او) را با تعامل با مراقبت کنندهای که با او همسو میشود و با مهربانی از او مراقبت میکند تغییر داد. او ممکن است هنوز در رنج باشد، ولی حداقل با درد خود تنها نیست. بر اساس این آرام سازی بین والد و فرزند، که توسط والد جهت داده میشود، کودک ” آرام سازی درونی” خود را یاد میگیرد.

راهبردهایی برای پرورش خودآرام سازی درونی
- ساختن یک کیسه (جعبه) ابزار آرام کننده درونی: پیش از آنکه موقعیتهای هیجانی پیش آید، با فرزند خود کار کنید و ابزار و راهبردهایی ساده برای آرام سازی او پیدا کنید. (مثلاً قبل از اینکه کودک شما دچار آشفتگی کامل شود، به ناراحتیهای او بپردازید و به او کمک کنید تا با درک اتفاقی که برای او در حال رخ دادن است بتواند خود را آرام کند؛ یا راهبردهایی مثل آشنا کردن بچهها با انواع هیجان و توجه دادن کودک به نحوه تجربه آن و آموزشهایی متناسب با سن برای تنظیم هیجانات مثل تنفس شکمی در زمان عصبانیت، خودگویی مثبت برای مقابله با ترس و …).
- در زمان چالش های هیجانی و رفتاری به کمک پنج عامل که در ادامه می آید خود را آرام کنید: این پنج عامل عبارتند از حضورداشتن، پراختن یا درگیر شدن، عاطفه، آرامش و همدلی که به اختصار آنها را (pease) به معنی صلح و آرامش مینامیم.
- حضور داشتن یعنی حالتی گشوده از آگاهی و پذیرا بودن. در این حالت ما فرزندانمان را مورد قضاوت قرار نمیدهیم بلکه آنها را تا جایی که میتوانیم آنطور میبینیم که واقعاً هستند.
- پرداختن یا درگیر شدن به شیوه حضور داشتن شما اشاره دارد. اینکه بتوانید شنونده فعال باشید و به صورت کلامی و غیر کلامی نشان دهید که به او توجه دارید.
- عاطفه یا محبت نوعی پرداختن محبت آمیز به فرزندتان است. شما با واژه ها و با اعمال خود، احساس علاقه شدید و شفقت خود و همچنین تمایل خود به کمک به آنها را منتقل میکنید. یکی از قدرتمندترین شیوههای آرام کردن یک نفر آن است که به او کمک کنیم احساس کند کاملاً مورد علاقه و عشق است.
- آرامش، آرام ماندن یکی از دشوارترین قسمت های پنج عاملی است که پیشتر اشاره کردیم. گاهی شرایطی پیش میآید که حفظ آرامش درونیتان به چالشی واقعی تبدیل میشود. در چنین موقعیتی از اینکه احساساتی مثل خشم را نسبت به فرزندتان تجربه کنید اشکالی ندارد اما اینکه بتوانید بدون حمله کردن به فرزندتان یا از دست دادن کنترل خود، احساسات خود را ابراز کنید، کمک میکند که الگوی مناسبی برای او باشید. (در مقالهای جداگانه به راههای آرام ماندن در شرایط دشوار برای والدین میپردازم.)
- همدلی به این معنی است که شما علی رغم نداشتن تجربه بلاواسطه فرد دیگر به اندازه کافی نسبت به درد و رنجش حساسیت داشته باشید که بتوانید همراه او آن تجربه را احساس کنید. به جز این، تلاش برای درک دیدگاه دیگران و شریک شدن در شادی و نشان دادن توجه به آنها از مصداقهای همدلی است. در یک رابطه والد فرزندی ایمن، در صورتی که ابعاد قبلی توسط والدین به کار گرفته شود، میتواند در کودک “احساس درک شدن” به وجود آورد و این میتواند به آرامش او کمک کند.
امنیت (secure):
عامل چهارم منتج از سه عامل مصون بودن، دیده شدن و آرام شدن است. وقتی به فرزندمان نشان میدهیم که او در امان است، کسی او را میبیند و صمیمانه و با محبت از آنها مراقبت میکند و وقتی ناراحت است او را آرام میکند، به فرزندمان یک پایگاه ایمن میدهیم. بعد آنها یاد میگیرند خود را در امان نگه دارند، خود را ارزشمند ببینند، و وقتی مسئلهای پیش میآید خود را آرام کنند.
لاله دستوری
درمانگر کودک و نوجوان

بدون دیدگاه