ابزارهای والدینی | فرزندپروری به همان اندازه که پرورش فرزندان است، یک پروسه توسعه فردی برای والدین هم هست. والدین برای فرزندپروری موثر، باید مهارتهای زیربنایی مناسبی را برای ایجاد تعاملات مثبت و رشد دهنده در خود ایجاد و تقویت کنند.
ما در این مقاله به ارائه 12 تا از این مهارتها که ابزارهایی کاربردی برای والدین محسوب میشوند و از آنها با نام «ابزارهای والدینی» نام میبریم، پرداختهایم. این ابزارهای دوازده گانه والدینی، در موقعیتهای پرچالش فرزندپروری که به دنبال راهی برای مدیریت اوضاع هستند به والدین کمک میکنند.
ابزار تنفس
«من میتوانم نفس بکشم، من میتوانم خودم را آرام کنم.»
آگاهی از تنفس، آرامش فوری و زمان کافی برای فکر کردن را به ارمغان میآورد. تنفس راهی برای تأمل در خود است که فرد را به سمت انتخابهای مؤثر و تغییرات مثبت هدایت میکند.
فرهنگهای سراسر جهان تنفس را به عنوان دروازهای به سوی خرد به رسمیت شناختهاند. بدون توانایی سالم برای دستیابی به آرامش درونی و تأمل در خود، یادگیری، ارتباط با دیگران یا شناخت خود دشوار است.
توجه به تنفس، کلید کنترل خود، درک و ارتباط واقعی با دیگران است. زمانی که به نظر میرسد رفتارتان دارد از کنترل شما خارج میشود، تمرکز بر تنفس و آرام و عمیق نفس کشیدن میتواند شما را تا حدودی آرام کند.
ابزار مکان امن / آرام
«همیشه مکانی امن و آرام در درون من وجود دارد.»
وقتی ما مکانی از آرامش، امنیت و سکوت داشته باشیم، آنگاه خلاقیت، تخیل و ابراز وجود به طور طبیعی پدیدار میشود. یکی از راههای احساس امنیت این است که مکانی امن و آرام از نظر فیزیکی، داشته باشیم. ابزار مکان امن و آرام راهی برای به پیوستن به سکون آرام درون فرد است.

زمانی که از مکان آرام خود به درون قلبمان گوش میدهیم، فضایی را برای شنیدن خرد طبیعی خود ایجاد میکنیم. فضایی آرام و دنج در منزل یا در اطراف منزل برای خود مشخص کنید که میتوانید برای پیدا کردن آرامش در زمانهایی که نیاز دارید به آنجا بروید، در صورتی که به چنین مکانی دسترسی ندارید، میتوانید از تخیلتان کمک بگیرید و در ذهنتان خود را در مکانی امن به طور مثال در طبیعت تصور کنید.
ابزار گوش دادن
«من با چشم ها، گوش ها و قلبم گوش می دهم.»
گوش دادن با قلب، همدلی را به همراه دارد. این ابزار برای ارتباط مؤثر شما با فرزندانتان، بسیار مهم است. وقتی گوش میدهیم، بقیه ابزارها به راحتی کار میکنند.
توانایی گوش دادن به طور طبیعی در درون هر فرد وجود دارد و نیاز است که با استفاده آگاهانه و عامدانه، آن را تقویت کنید. به خودتان بگویید که ممکن است همیشه پیش فرضهای شما درباره رفتارهای فرزندتان درست نباشد و لازم باشد که سعی کنید از چشم انداز آنها نگاه کنید و با اتکا به تواناییتان به عنوان والد، نیازهای فرزندتان را از رفتارش متوجه شوید.
وقتی خسته و درمانده هستیم توانایی ما برای همدلی با فرزندمان کم میشود. استفاده از یک مکان آرام و تمرکز بر تنفس میتواند باعث شود دوباره با فرزندمان احساس ارتباط کنیم و گوش دادن برایمان آسانتر شود.
ابزار همدلی
«من به فرزندم اهمیت می دهم، من به خودم اهمیت می دهم.»
من به دیگری اهمیت میدهم، من به خودم اهمیت میدهم. همدلی به این معنی است که شخص متوجه احساس شخص دیگر شود و بتواند آنچه را که باید احساس کند، درک کند.
همدلی اهمیت دادن به شخص دیگر است. همدلی ریشه بردباری، مهربانی و بخشش است. در نگاه به درون، این مراقبت و درک در رابطه با خود فرد است.
ابزار فضای شخصی
«من برای داشتن فضای شخصی خودم حق دارم و فرزندم هم حق دارد که فضای شخصی خود را داشته باشد.»
همه ما حقی انکار نشدنی نسبت به فضای شخصی خود داریم و مسئولیت داریم که به دیگران حق یکسانی بدهیم. در رابطه با فرزندانمان، متناسب با سن او و با نظارت کافی، فضای مناسبی به عنوان حریم شخصی برای آنها در نظر میگیریم و اجازه میدهیم که آنها برای آرام شدن در آنجا باشند،

این کار نباید به منزله تنبیه رفتارشان باشد بلکه باید آنها بخواهند آن را انتخاب کنند. هر چه بزرگتر می شوند ممکن است بخواهند فضای شخصی بزرگتر هم از نظر فیزیکی و همین طور درونی برای خود داشته باشند. ما میتوانیم با در نظر گرفتن فضایی شخصی برای خودمان، حد و مرزهای واضح و در عین حال قابل انعطاف به فرزندانمان کمک کنیم.
ابزار «صحبت کردن با عبارت من»
«من آنچه را که نیاز دارم درخواست میکنم، من میتوانم مشکلاتم را حل کنم.»
استفاده درست از کلمات، درک، ارتباط و صمیمیت را تشویق میکند و به ما در گفتگوی موثر در مورد تعارضات کمک میکند. استفاده از جملات من، دقیقاً نقطه مقابل جملاتی است که با تو شروع میشوند.
جملات من درباره چیزی که من تجربه میکنم به طرف مقابل اطلاعاتی میدهد که بتواند ما را بفهمد، اما جملات تو به رفتار طرف مقابل میپردازد و نه تنها در مورد آن چیزی که من تجربه میکنم اطلاعاتی نمیدهد بلکه باعث میشود طرف مقابل حالت دفاعی به خود بگیرد و به جای تمرکز بر فهمیدن ما بر مراقبت از مرزهای خودش متمرکز شود.
به طور مثال، به جای اینکه بگوییم «تو همیشه تو مهمونی منو اذیت میکنی» میتوانیم بگوییم «من از اینکه در مهمانی با من جر و بحث میکنی ناراحتم».
صحبت کردن با جملات من، مهارتی است که باید آموخته شود. ما باید یاد بگیریم که چطور در زمان مناسب، به روش درست و با کلمات مناسب و با دلایل درست درباره آنچه برایمان مهم است با افراد مهم زندگیمان صحبت کنیم. استفاده از این ابزار به تمرین، تمرین و تمرین بیشتر نیاز دارد.
ابزار سطل زباله
«من چیزهای کوچک را رها میکنم.»
ما مجبور نیستیم کلمات نامهربانانه را شخصی کنیم یا به خود نسبت دهیم. ما میتوانیم مسئولیت آنچه را که با گفتار و اعمال دیگران احساس میکنیم بپذیریم (برگردید به استفاده از جملات من).
گاهی اوقات بهترین انتخاب این است که آنچه آزارتان داده است را دور بریزید. گاهی اوقات لازم است با دقت بیشتری به آنچه در پشت کلمات است گوش دهیم. برای حل مسئله نیاز دارید تا مسائلتان را بازنگری کنید و آنچه را که جزئی و موقت است نادیده بگیرید و به مسائل مهمتر بپردازید.

ابزار به زمان سپردن
«من میتوانم به گذر زمان اعتماد کنم همانطور که میتوانم برای تغییر فصلها به طبیعت اعتماد کنم.»
راههای مفید زیادی برای استفاده هوشمندانه از زمان برای رفاه خود و رفاه دیگران وجود دارد. وقتی انتخاب میکنیم که چگونه از زمان خود استفاده کنیم، میتوانیم مؤثرتر باشیم. عقب نشینی و اعتماد کردن به گذران زمان، انعطاف پذیری ما را تجدید میکند. صرف زمان برای تأمل در خود منجر به درک بهتر خود و ارتباطات بهتر با دیگران میشود. در رابطه با بسیاری از مسائل فرزندپروری نیاز به زمان سنجی درست دارید و نمیتوانید انتظار تغییری زودتر از موقع را داشته باشید.
ابزار لطفاً و متشکرم
«من با فرزندم با مهربانی ، تحسین و قدردانی رفتار می کنم.»
لطفاً و متشکرم کلمات جادویی هستند که باعث میشوند مردم احساس خوبی داشته باشند. ابراز قدردانی و شکرگزاری از اصول اساسی مهربانی و سخاوت است. این ابزار راه را به روی صمیمیت و روابط مراقبتی باز میکند. اگر کلمه «لطفاً» مودبانه به یک درخواست اضافه شود، دیگران را تشویق میکند که بخواهند در مقابل شما مفید و مهربان باشند. تشکر کردن باعث می شود مردم بدانند که برای آنها ارزش قائل هستید، این کلمات ساده ارتباط گرمی با دیگران ایجاد میکنند.
ابزار معذرت خواهی و بخشش
«من اشتباهات خودم را تأیید میکنم و میپذیرم که بچهها هم اشتباه میکنند.»
یک عذرخواهی صمیمانه در را به روی مسئولیت پذیری و بخشش باز میکند. برای اعتراف به اشتباه و انجام کار درست به عزت نفس و قدرت درونی نیاز است. استفاده از ابزار عذرخواهی یک جهش بزرگ به سمت بلوغ است. بخشش به همان اندازه قدرت میخواهد. این امر مستلزم رها کردن خشم و قضاوت است؛ بدان معنا نیست که باید فراموش کنیم. اما باید تمایل به بخشش وجود داشته باشد.

ابزار صبر و بردباری
«من به اندازه کافی قوی هستم که صبر کنم.»
صبر توانایی به آرامی منتظر ماندن است. صبر به ظرفیت ما برای تحمل موقعیت هایی که تحت کنترل ما نیستند بستگی دارد. کودکان زمانی صبر را یاد میگیرند که ما آن را الگو قرار میدهیم. اگر ما الگوی خوبی برای صبوری برای آنها نباشیم، کودکان ممکن است یاد بگیرند که بیحوصله، پرتوقع و تکانشی باشند. برای صبور ماندن به استفاده از ابزارهای تنفس، همدلی و مکان امن بسیار نیاز داریم.
ابزار شجاعت
«من شجاعت انجام کار درست را دارم.»
شجاعت، داشتن قدرتی درونی و جسارت لازم برای انجام کار درست است، حتی زمانی که انجام دادن آن دشوار است. وقتی که از رفتارهای خودمان یا دیگران ناراحت میشویم، استفاده از ابزارهایمان شجاعت میخواهد.
کمک به کودکان برای داشتن شجاعت، به آنها اجازه میدهد تا چیزهای نا آشنا را کشف کنند. شجاعت به ما کمک میکند تا بر خواستههای متعادل و معقول خود از فرزندانمان پافشاری کنیم و در رابطه با فرزندانمان این امکان را به ما میدهد که علیرغم ترسها و نگرانیهایمان از تجربیات رشد دهنده آنها حمایت کنیم
در پایان توصیه میکنیم مطلب آموزنده و کاربردی قواعد والدینی را نیز مطالعه بفرمایید.
لاله دستوری
روان درمانگر کودک و نوجوان

بدون دیدگاه